تو مثل لحظه باز شدن غنچه گل سرخ هستی ،
تو مثل لحظه آمدن موج های دریا به کنار ساحل می باشی.
تو مثل لحظه طلوع زیبای خورشید از پشت کوه ها هستی.
تو مثل لحظه پرواز پرندگان در اوج آسمان آبی هستی.
تو مانند لحظه باریدن باران در هوای بهاری می باشی.
مثل لحظه نشستن شبنمی بر روی گل ، مثل لحظه ای که رنگین کمان در آسمان نمایان می شود.
عزیزم تو زیباترینی تو بهترینی.
تو مثل لحظه ای هستی که فصل بهار سلام دوباره ای به طبیعت خشک میکند.
تو همان سر سبزی بهاری ، لطافت بارانی و به خوشبویی گلهایی.
عزیزم تو زیباترینی تو بهترینی.
تو مثل لحظه ای هستی که برای من همان رویاهای عاشقانه ام است.
تو مثل لحظه ای هستی که مهتاب از پشت ابرها بیرون می آید و شب تیره و تارم را روشن میکند.
تو مثل لحظه رهایی پرنده از قفس می باشی.
عزیزم تو زیباترینی ، تو بهترینی.
تو مثل یک چشمه جوشانی ، یک قله خوشبختی.
تو مثل همان لحظه ای هستی که تپش قلبم را تندتر و تندتر میکنی و من در همان لحظه به تو میگویم
دوستت دارم ای زیباترینم و ای بهترینم.
زندگی باید کرد
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه باید رویید
در پس این باران
گاه باید خندید
بر غمی بی پایان...
دارم میام ببینمت با این لباس ارتشی
موهام تراشیده شدن ازم خجالت نکشی
دارم میام ببینمت با این لباس ارتشی
روزای سختمون گذشت دو ساله این روزو میخوام
تو تک تک ثانیه هام بوی تو میده لحظه هام
موهام تراشیده شدن ازم خجالت نکشی
دارم میام ببینمت با این لباس ارتشی
چقدر شلوغه خونتون اون کیه می خنده باهات
چرا اسمت و میگه چه نسبتی داره باهات
اون کیه دست دادی باهاش حرف منو بهش نزن
چقدر عوض شدی گلم راستی چقدر میاید بهم
دو ساله هرچی شعر میگم رو پاکت سیگارمه
تور سفید رو سرت حکم طناب دارمه
الهی خوشبختت کنه اونکه رو بخت من نشست
اصلا مهم نیس واسه تو منو به زیر پاش شکست
چقدر شلوغه خونتون اون کیه میخنده باهات
چرا اسمت و میگه چه نسبتی داره باهات
اون کیه دست دادی باهاش حرف منو بهش نزن
چقدر عوض شدی گلم راستی چقدر میاید بهم...
تقدیم به همه آنهایی که به خاطر سربازی، عشق شان را از دست دادند
وطنم ای شکوه پابرجا
وطنم ای شکوه پابرجا
در دل امتحان ( التهاب ) دورانها
کشور روزهای دشوار
زخمی سربلند بحرانها
ایستادی بر جنگ رودررو
خنجر از پشت می زند دشمن
گویی از ما در نهان بر ما
وطنم پشت حیله را بشکن
رگت امروز تشنه عشق است
دل رنجیده خون نمی خواهد
دل تو تا ابد برای تپش
غیرعشق و جنون نمی خواهد
شرم بر من اگر حریم تو
پیش چشمان من شکسته شود
وای بر من اگر نبینم چشم
رو به رویای عشق بسته شود
از تب سرد موجهای خزر
تا خلیجی که فارس بوده و هست
می شود با تو دل به دریا زد
می شود با تو دل به دنیا بست
سلام به دوستان استقلالی
خوبین !؟
سری جدید اس ام اس ها و شعارهای مخصوص شما آماده شد
فقط خواهش میکنم از توهین به قرمز ها در قسمت نظرات خودداری کنید
لطفا اگر شعار ، شعر یا اس ام اس جدید دارید حتما بنویسید
جدا از رنگ و تعصب نسبت به تیم محبوب استقلال
این اس ام اس ها و شعارها جهت سرگرمی برای شما آماده شده .
اشعار عاشقانه کوتاه ولی زیبا 1
به تو عادت کرده بودم
اي به من نزديک تر از من
اي حضورم از تو تازه
اي نگاهم از تو روشن
به تو عادت کرده بودم
مثل گلبرگي به شبنم
مثل عاشقي به غربت
مثل مجروحي به مرهم
لحظه در لحظه عذابه
لحظه هاي من بي تو
تجربه کردن مرگه
زندگي کردن بي تو
من که در گريزم از من
به تو عادت کرده بودم
از سکوت و گريه شب
به تو حجرت کرده بودم
با گل و سنگ و ستاره
از تو صحبت کرده بودم
خلوت خاطره هامو
با تو قسمت کرده بودم
خونه لبريز سکوته
خونه از خاطره خالي
من پر از ميل زوالم
عشق من تو در چه حالي
![]() |
![]() |
![]() |
عکس های نسل جدید ماشین های اسپورت
دوستت دارم

اگر دبیر ریاضی بودم ثابت میکردم که چگونه شعاع نگاهت از مرکز قلبم می گذرد
اگر دبیر شیمی بودم نام تو را در قلبم پخش می کردم تا محلول با محبت شود
اگر دبیر دینی بودم می دانستم که بعد از خدا تو را می پرستم
اگر دبیر جغرافی بودم می دانستم که خوش آب و هوا ترین منطقه آغوش گرم تو است و اگر دبیر
زبان بودم
با زبان بی زبانی می گفتم
عاشقتم
با من بمون.... |
هنگامی که در طلب رویاهای خویشم قول بده وفادار بمانی. تا نگران نباشم برای آنچه فراسوی توان من است تا اینکه نکوشم دل همگان را به دست آورم.. تا اینکه به خاطر بسپارم هرگز تنها نیستم و دوستی عزیز و یاری نازنین همواره در کنار من است.. تا اینکه اندیشه های نیکو داشته باشم و دوری کنم از زشتیها.. تا اینکه بر این باور بمانم که همه چیز سامان میگیرد.. تا اینکه گمگشته ای نباشم که ندانم چه چیز مهم است و چه چیز بی اهمیت.. تا اینکه بکوشم بهترین باشم در هر آنچه انجام میدهم.. تا به خاطر داشته باشم که مهمترین روز زندگیم آن روزی است که امروز طلوع میکند.. و پاداشی که امروز دریافت میدارم این است که با منی... و با من می مانی...
|
نازیلا جووووووووونم
برای تویی که قلبم را شکستی می نویسم :
تویی که خاطراتت تنها امید زیستن برای من است
« همچنان دوستت دارم » می دانم که تو هیچگاه این جمله را درک نخواهی کرد
اما نمی دانم چرا شاید تو هنوز وسعت عشق مرا در نیافته ای
شاید تو هنوز نمیدانی که من چگونه دوستت دارم
یادم می آید که می گفتی ساده باش حال ساده می گویم: « دوستت دارم باور کن عزیزم»
حالا که فرقی نمی کند...
کنارت ایستاده باشم
یا نه
بگذار همه چیز را...
از وسط قیچی کنم
تا تو...
در نیمی باشی
من...
در نیمی دیگر
راستی.......
با دستی که
روی شانه ات
جا گذاشته ام ... چه می کنی؟...
ایـنــــروزهـــــا
هیـــــچ چیز، ســـــرجای خودش نیست
جـــــــز تـــــــــو
بدجوری جـــــــا گرفتی در دلـــــــم
پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب
احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی…شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید…
چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:
سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب
تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)
دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم…
روزي سپري شد به اميدي که شب آيد
شب آمدو ديدم به دلم تاب و تب آمد
اي دوست دعا کم منه ديوانه مبادا
در حسرت ديداره تو جانم به لب آيد
گاه يک لبخند انقدر عميق ميشود که گريه مي کنيم
گاه يک نغمه انقدر دست نيافتني ميشود که با ان زندگي مي کنيم
گاه يک نگاه انچنان سنگين ميشود چشمانمان رهايش نمي کند
گاه يک عشق انقدر ماندگار مي شود که فراموشش نمي کنيم
کی فکرشومی کرد
دستت تو دست من٬هم پای هم رفتن٬ با هم خطر کردن
کی فکرشو می کرد
نزدیک و هم پرسه٬شبی که بی ترسه٬من تو خدا هر سه
کی فکرشو می کرد
کی فکر شو می کرد عاقبت کارو
بعد از یه عمر حسرت این همه دیدارو
من عاشقت بودم تمام این سالا٬از اولین دیدارتا به همین حالا
من عاشقت بودم از متن پروانه ٬از اولین فصل نگاه دزدانه حالا تو اینجایی این کار تقدیره٬میدونی که قلبم دور از تو می میره
حالا تو بعد از اون دوران اشک ودرد کنار من هستی
کی فکرشو می کرد
تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریان خودت را نشان نده
هیچ وقت چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن
قلبت را خالی نگاه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی
سعی کن که فقط یک نفر باشد
و به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم
زیرا که به خدا اعتقاد دارم و به تو نیاز
آن شب ...
که مـــاه عاشـــقــانه هـــایمـان را ...
تماشا می کرد ...
عاشــقـــانه تر ..
سرشار از عطر بوسه و ترانه بود... !
دانستم..
تـــــو پـــژواک تمــــام عـــاشــقـانه های تاریخی...!
برای اشکــــــــ ریختنـــــ
ولی کاش بودی تا اشکهایمـــ از شوق دیدارتـــــــ سرازیر میشد
کاش بودی و دست ــــهای مهربانتــــــ
مرهم همهـــــ ـدلتنگی ــهــــا و نبودن ـــهــایتـــــــ میشد
کاش بودی تا سر بهـــ روی شانهـــ ـــهـــای مهربانتــــ میگذاشتم
و درد ــهــایم را به گوش تو می رساندم
بدون تو عاشقی برایم عذابــــ استـــ

براي پادشاه روياهاي کبود!

در ایوان سکوت باز دلتنگی ها شاعرم کردند ومن هنوز در ترجمه تو مانده ام تار و پود سکوتم همه تنهایی در خیال خسته ام جز نام تو کسی بر سنگفرش بارانی اش قدم نمی زند و من نفس خسته ام را به حراج هیچ گذاشته ام و نگاه ام را ذخیره کرده ام تا... توبیا با چشمهایت که غزل می سازند بیا تا تمام نگاه هایم را درآن آوار کنم شاید ساز دلتنگی هایم از نفس بیافتد من صبورم اما . . . به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم یا اگر شادی زیبای تو را به غم غربت چشمان خودم می بندم من صبورم اما . . . چقدر با همه ی عاشقیم محزونم و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم من صبورم اما . . . بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند می ترسم من صبورم اما . . . آه... این بغض گران نمی داند صبر چیست؟